ماه مبارک ، بهترین فرصت تقرب به خدا و نزدیکی به حضرت ولی عصر (عج)

سال ها پیش در کتابی که شرح حال عالم وارسته و عارف واصل مرحوم حضرت آیت ا... العظمی بهاء الدینی (ره) بود می خواندم که حضرت آیت ا... در شرح حال جوانی و تهذیب نفس خود می فرمودند :« یادم می آید در جوانی ، ارواح بزرگان وقتی که روزه می گرفتیم زیاد به دیدن مان می آمدند» ( نقل به مضمون).
آری روزه بهترین فرصت نزدیک شدن به خداوند و عالم ملکوت است. در کتاب المراقبات مرحوم حاج میرزا جواد آقا ملکی تبریزی نیز می خواندم که ایشان حدیثی را نقل فرمودند : «خداوند به حضرت موسی (ع) ( یا یکی از پیامبران دیگر =اختلاف از نگارنده است) وحی فرمود : « هرگاه خواستی مرا بخوانی با شکم خالی بخوان که مرا نزدیک خواهی یافت»(نقل به مضمون).
ماه رمضان بهترین فرصت وصال یار است.روزهای روزه داری و شبهای تهجد ، چه نردبانی برای رسیدن به ملکوت عالم از این نردبان استوار تر و چه ریسمانی از این دو حبل الهی محکم تر و مجرب تر.پرواز را از بزرگانی چون آیت ا... بهجت ، آیت ا... بهاء الدینی ، حاج میرزا جواد آقا ملکی تبریزی و دیگر خواص شیعه بیاموزیم.خداوند توفیق دهد.انشاء ا...

مبادا گناه غربت این کتاب های الهی برگردن ما باشد!مبادا!!

در این ماه رحمت و برکت ، آرزوی غفران و رحمت واسعه الهی دارم برای همه آنان که رخ در نقاب تراب کشیده اند و در آرامستان های سرزمین پهناور شیعه ، سر بر بالین خاک نهاده اند ، مخصوصا علما ، شهدا و صلحای امت را. در اینجا با توجه به اهمیت تلاوت قرآن کریم در ماه مبارک رمضان خاطره ای را از مرحوم پدرم نقل می نمایم:

سال ۸۳-۸۲ که نگارنده در ستاد اقامه نماز اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان مسئولیتی داشتم بنا به مناسبتی در ماه مبارک رمضان یکی از دوستان طرحی را پیشنهاد داد که بر مبنای آن طرح ، برای حدود ۸-۷ مسجد در یکی از مناطق ییلاقی استان حدود ۱۵۰ جلد قرآن تهیه می شد تا عده نمازگزاران انگشت شمار این مساجد در ماه مبارک رمضان این مصحف شریف را تلاوت نمایند و از نور قرآن بهره کافی ببرند و این در حالی بود که شاید به زور آن هم حتی در ماه رمضان تعداد قاریان و تلاوت کنندگان مصحف شریف به عدد ۳۰ نفر در کل این مساجد می رسید ، بنا به دأب خاصی که داشته و دارم و آن مشورت و در خواست ارائه طریق از علمای ربانی بوده و هست و هیچ گاه خود را از ارشادات آن بزرگان بی نیاز ندیده ام ، مسأله را خدمت مرحوم پدرم بیان کردم و از ایشان خواستم که در این مورد بنده را راهنمایی فرمایند ، مرحوم والد پس از اطلاع از قضیه فرمودند: « آقاجان ! حالا شما قرآن ها را هم گرفتید و به مساجد روستاها بردید ، آیا قرآن خوانی و قاریی پیدا می شود که این قرآن ها را حتی در ماه مبارک رمضان تلاوت نماید ، اگر قرآن ها غریب قرار بگیرد شما نیز در گناه غربت قرآن شریک خواهید بود، با شناختی که من از منطقه دارم برای کل منطقه ۴۰-۳۰ عدد قرآن تهیه کنید تا لاقل در ماه مبارک رمضان آن مصحف های شریف قرائت گردد» .سپس این آیه را تلاوت فرمودند: « وَقَالَ الرَّسُولُ يَا رَبِّ إِنَّ قَوْمِي اتَّخَذُوا هَذَا الْقُرْآنَ مَهْجُورًا»۱و بر این آیه شریف این حدیث گهربار از امام صادق (ع) را نیز افزودند: « «ثَلاثَةٌ یَشْکونَ إلَى اللهِ عَزَّوجَلّ: مَسْجدٌ خَرابٌ لا یُصَلّی فیه أهلُهُ، وَ عالِمٌ بَیْنَ جُهّال، وَمُصْحَفٌ مُعَلَّقٌ قَدْ وَقَعَ عَلَیهِ غُبارٌ، لا یُقْرَءُ فِیه; سه چیز نزد خدا شکایت مى کنند: مسجدى که خراب شده و در آن نماز خوانده نمى شود، عالمى که در بین مردم قرار دارد و از او بهره نمى برند، و قرآنى که غبار روى آن را گرفته و خوانده نمى شود»۲


آری راهنمایی آن عالم بزرگوار ، بعدها درس بزرگی برای من شد ، سال ها بعد می دیدم و می شنیدم برخی از بزرگان روحانی یزد که در ماه مبارک رمضان برنامه خود را تلاوت روزانه قرآن های غریب مساجد و کتابخانه های مهم استان قرار داده اند. تا مبادا مصحفی در یزد باشد که در طول سال حتی یکبار هم که شده تلاوت نگردد.
آری حواسمان به مصحف های غریب خانه ، کتابخانه و محل کارمان باشد. مبادا گناه غربت این هدایای الهی برگردن ما باشد!مبادا!!.
ایام عزت مستدام.

پی نوشت:
۱) سوره مبارکه فرقان آیه ۳۰: و پيامبر [خدا] گفت پروردگارا قوم من اين قرآن را رها كردند
.
۲)خصال شیخ صدوق (ره)، ص ۱۴۲ و اصول کافى، ج ۴، ص ۴۱۷.

 

دستمالی که جز حر بن یزید ریاحی ، دیگری لیاقت آن را نداشت!

جماعتی‌ از مردمان‌ معتمد و موثّق‌ برای‌ من‌ نقل‌ کردند که‌ چون‌ شاه‌ إسمعیل‌ بغداد را به‌ تصرّف‌ خود درآورد برای‌ زیارت‌ قبر حضرت‌ سیّد الشهداء(ع) به‌ کربلا آمد و چون‌ از بعضی‌ از مردم‌ شنیده‌ بود که‌ به‌ حرّبن‌ یزید ریاحی‌ طعنه می زنند که اگر حر حسینی بوده و توبه اش قبول شده چرا بدنش دور از کربلا دفن شده است ، به‌ سمت‌ قبر حرّ آمد و دستور داد قبر حرّ را نبش‌ کنند. چون‌ قبر حرّ را نبش‌ کردند، دیدند که‌ به‌ همان‌ هیئت‌ و کیفیّتی‌ که‌ کشته‌ شده‌ است‌ خوابیده‌ است‌، و بر سر او دستمالی‌ دیدند که‌ با آن‌ سر حرّ بسته‌ شده‌ بود.
شاه‌ اسماعیل‌ در کتب‌ تاریخی خوانده‌ بود که‌ در واقعه‌ کربلا که‌ سر حرّ مورد اصابت‌ قرار گرفت‌ و حضرت سید الشهدا(ع) دستمال‌ خود را بر سر حرّ بستند و حرّ با همان‌ دستمال‌ دفن‌ شده‌ است‌، برای‌ باز کردن‌ و برداشتن‌ دستمال‌ به منظور تبرک و تیمن تصمیم‌ گرفت‌. چون‌ آن‌ دستمال‌ را باز کردند خون‌ از سر حرّ جاری‌ شد بطوریکه‌ از آن‌ خون‌ قبر پُر شد و چون‌ دستمال‌ را بستند خون‌ باز ایستاد و چون‌ دوباره‌ باز کردند خون‌ جاری‌ شد. و هر چه‌ کردند که‌ بتوانند آن‌ خون‌ را به‌ غیر از همان‌ دستمال‌ بند بیاورند و از جریانش‌ جلوگیری‌ کنند میسّر نشد. و از اینجا دانستند که‌ این‌ قضیّه‌ موهبت‌ الهی‌ است‌ که‌ نصیب‌ حرّ شده‌ است‌. شاه‌ إسمعیل‌ دستور داد قبّه‌ای‌ بر مزار او بنا کردند و خادمی‌ را بر آن‌ گماشت‌ تا آن‌ بقعه‌ را خدمت‌ کند.


*برگرفته از کتاب «تنقیح‌ المَقال‌» مامَقانی‌ و کتاب‌ «أنوار نعمانیّه‌» نوشه سیّد نعمة‌ الله‌ جزائری‌ (ره) با اندکی تلخیص و اضافه.

از قافله میهمانان خدا جا نمانیم

باز ماه رمضان ماه میهمانی خدا از راه فرارسید.. ماهی که خداوند متعال آن را ماه ضیافت خود خوانده است و ماهی که ماه نزول قرآن و بهترین فرصت برای خودسازی و تهذیب نفس است.غواصان بحر معرفت این ماه را فرصت مغتنمی برای شناگری در بحر عمیق معارف الهی و سجایای اخلاقی می شمرند و از فیوضات آن به بهترین شیوه بهره می جویند. شبهای این ماه را به تهجد و راز و نیاز با حضرت دوست و دعا و استغفار به صبح می رسانند و روزهایش را با ورع و خویشتنداری تا مغرب سپری می نمایند. مومنان حقیقی در این ماه مشام جان خویش را مدام از سر چشمه زلال وحی- قرآن کریم – سیراب می کنند و با انجام نوافل و مستحبات خود را به منبع لایزال هستی نزدیکتر می سازند.
آری ماه رمضان فرصت خوبی برای خوبان است. دستگیری از فقرا و نیازمندان و گستردن سفره افطار برای ایشان ، تسبیح و تهلیل و تکبیر ، تهجد و شب زنده داری ، ورع و خویشتنداری از گناه و عصیان ، تلاوت قرآن و دعاهای مأثور و صدها عمل مستحبی دیگر از جمله اعمال ارزشمندی است که در این ماه بدان بسیار سفارش شده است. سیره پیامبر گرامی اسلام و ائمه معصومین نیز بخوبی مبین اهتمام آن بزرگواران به چنین اعمالی است.

 خطبه آخر ماه شعبان حضرت رسول(ص) ، دعای ابوحمزه ، مناجات سحر و دهها منبع فیاض دیگر اینک پیش روی ماست . مواظب باشیم قافله خوبان در حال گذر است . از آن قافله جا نمانیم چرا که از رسول خدا(ص) قریب به این مضمون نقل شده که فرمودند :« خداوند متعال در هر شب این ماه عده بسیار زیادی را می آمرزد و در شب آخر آن به اندازه ای که از اول آمرزیده شده اند انسان ها را مورد عفو و بخشش قرار می دهد ، و اگر کسی را خداوند در این ماه نیامرزد آن فرد شقی است ، چرا که آمرزیده نخواهد شد».

 

خطبه رسول اکرم(ص) در آخرین جمعه ماه شعبان در توصیف ماه مبارک رمضان

امروز آخرین جمعه ماه شعبان المعظم است روزی که رسول خدا ( ص) بر منبر خطبه زیبای زیر را بیان فرمودند :

وَ فِی کِتَابِ فَضَائِلِ شَهْرِ رَمَضَانَ وَ فِی الْأَمَالِی عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِبْرَاهِیمَ بْنِ إِسْحَاقَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ سَعِیدٍ وَ فِی عُیُونِ الْأَخْبَارِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ بَکْرَانَ النَّقَّاشِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ الْقَطَّانِ وَ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ إِبْرَاهِیمَ الْمُعَاذِیِّ وَ مُحَمَّدِ بْنِ إِبْرَاهِیمَ بْنِ إِسْحَاقَ الْمُکَتِّبِ کُلِّهِمْ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ سَعِیدٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ فَضَّالٍ عَنْ أَبِیهِ عَنِ الرِّضَا عَنْ آبَائِهِ عَنْ عَلِیٍّ ع قَالَ إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص خَطَبَنَا ذَاتَ یَوْمٍ فَقَال :
أَ« یُّهَا النَّاسُ إِنَّهُ قَدْ أَقْبَلَ إِلَیْکُمْ شَهْرُ اللَّهِ بِالْبَرَکَۀِ وَ الرَّحْمَۀِ وَ الْمَغْفِرَۀِ. شَهْرٌ هُوَ عِنْدَ اللَّهِ أَفْضَلُ الشُّهُورِ وَ أَیَّامُهُ أَفْضَلُ الْأَیَّامِ وَ لَیَالِیهِ أَفْضَلُ اللَّیَالِی وَ سَاعَاتُهُ أَفْضَلُ السَّاعَاتِ.
هُوَ شَهْرٌ دُعِیتُمْ فِیهِ إِلَى ضِیَافَۀِ اللَّهِ وَ جُعِلْتُمْ فِیهِ مِنْ أَهْلِ کَرَامَۀِ اللَّهِ أَنْفَاسُکُمْ فِیهِ تَسْبِیحٌ وَ نَوْمُکُمْ فِیهِ عِبَادَۀٌ وَ عَمَلُکُمْ فِیهِ مَقْبُولٌ وَ دُعَاؤُکُمْ فِیهِ مُسْتَجَابٌ.
فَاسْأَلُوا اللَّهَ رَبَّکُمْ بِنِیَّاتٍ صَادِقَۀٍ وَ قُلُوبٍ طَاهِرَۀٍ أَنْ یُوَفِّقَکُمْ لِصِیَامِهِ وَ تِلَاوَۀِ کِتَابِهِ فَإِنَّ الشَّقِیَّ مَنْ حُرِمَ غُفْرَانَ اللَّهِ فِی هَذَا الشَّهْرِ الْعَظِیمِ.
وَ اذْکُرُوا بِجُوعِکُمْ وَ عَطَشِکُمْ فِیهِ جُوعَ یَوْمِ الْقِیَامَۀِ وَ عَطَشَهُ وَ تَصَدَّقُوا عَلَى فُقَرَائِکُمْ وَ مَسَاکِینِکُمْ وَ وَقِّرُوا کِبَارَکُمْ وَ ارْحَمُوا صِغَارَکُمْ وَ صِلُوا أَرْحَامَکُمْ وَ احْفَظُوا أَلْسِنَتَکُمْ وَ غُضُّوا عَمَّا لَا یَحِلُّ النَّظَرُ إِلَیْهِ أَبْصَارَکُمْ وَ عَمَّا لَا یَحِلُّ الِاسْتِمَاعُ إِلَیْهِ أَسْمَاعَکُمْ وَ تَحَنَّنُوا عَلَى أَیْتَامِ النَّاسِ یُتَحَنَّنْ عَلَى أَیْتَامِکُمْ وَ تُوبُوا إِلَى اللَّهِ مِنْ ذُنُوبِکُمْ وَ ارْفَعُوا إِلَیْهِ أَیْدِیَکُمْ بِالدُّعَاءِ فِی أَوْقَاتِ صَلَاتِکُمْ‏ فَإِنَّهَا أَفْضَلُ السَّاعَاتِ یَنْظُرُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فِیهَا بِالرَّحْمَۀِ إِلَى عِبَادِهِ یُجِیبُهُمْ إِذَا نَاجَوْهُ وَ یُلَبِّیهِمْ إِذَا نَادَوْهُ وَ یُعْطِیهِمْ إِذَا سَأَلُوهُ وَ یَسْتَجِیبُ لَهُمْ إِذَا دَعَوْهُ.
أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّ أَنْفُسَکُمْ مَرْهُونَۀٌ بِأَعْمَالِکُمْ فَفُکُّوهَا بِاسْتِغْفَارِکُمْ وَ ظُهُورَکُمْ ثَقِیلَۀٌ مِنْ أَوْزَارِکُمْ فَخَفِّفُوا عَنْهَا بِطُولِ سُجُودِکُمْ وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ أَقْسَمَ بِعِزَّتِهِ أَنْ لَا یُعَذِّبَ الْمُصَلِّینَ وَ السَّاجِدِینَ وَ أَنْ لَا یُرَوِّعَهُمْ بِالنَّارِ یَوْمَ یَقُومُ النَّاسُ لِرَبِّ الْعَالَمِینَ
أَیُّهَا النَّاسُ مَنْ فَطَّرَ مِنْکُمْ صَائِماً مُؤْمِناً فِی هَذَا الشَّهْرِ کَانَ لَهُ بِذَلِکَ عِنْدَ اللَّهِ عِتْقُ نَسَمَۀٍ وَ مَغْفِرَۀٌ لِمَا مَضَى مِنْ ذُنُوبِهِ
قِیلَ یَا رَسُولَ اللَّهِ فَلَیْسَ کُلُّنَا یَقْدِرُ عَلَى ذَلِکَ
فَقَالَ (صلی‌الله علیه و آله و سلم) اتَّقُوا النَّارَ وَ لَوْ بِشِقِّ تَمْرَۀٍ اتَّقُوا النَّارَ وَ لَوْ بِشَرْبَۀٍ مِنْ مَاءٍ أَیُّهَا النَّاسُ مَنْ حَسَّنَ مِنْکُمْ فِی هَذَا الشَّهْرِ خُلُقَهُ کَانَ لَهُ جَوَازاً عَلَى الصِّرَاطِ یَوْمَ تَزِلُّ فِیهِ الْأَقْدَامُ وَ مَنْ خَفَّفَ فِی هَذَا الشَّهْرِ عَمَّا مَلَکَتْ یَمِینُهُ خَفَّفَ اللَّهُ عَلَیْهِ حِسَابَهُ وَ مَنْ کَفَّ فِیهِ شَرَّهُ کَفَّ اللَّهُ عَنْهُ غَضَبَهُ یَوْمَ یَلْقَاهُ وَ مَنْ أَکْرَمَ فِیهِ یَتِیماً أَکْرَمَهُ اللَّهُ یَوْمَ یَلْقَاهُ وَ مَنْ وَصَلَ فِیهِ رَحِمَهُ وَصَلَهُ اللَّهُ بِرَحْمَتِهِ یَوْمَ یَلْقَاهُ وَ مَنْ قَطَعَ فِیهِ رَحِمَهُ قَطَعَ اللَّهُ عَنْهُ رَحْمَتَهُ یَوْمَ یَلْقَاهُ وَ مَنْ تَطَوَّعَ فِیهِ بِصَلَاۀٍ کَتَبَ اللَّهُ لَهُ بَرَاءَۀً مِنَ النَّارِ وَ مَنْ أَدَّى فِیهِ فَرْضاً کَانَ لَهُ ثَوَابُ مَنْ أَدَّى سَبْعِینَ فَرِیضَۀً فِیمَا سِوَاهُ مِنَ الشُّهُورِ وَ مَنْ أَکْثَرَ فِیهِ مِنَ الصَّلَاۀِ عَلَیَّ ثَقَّلَ اللَّهُ مِیزَانَهُ یَوْمَ تَخِفُّ الْمَوَازِینُ وَ مَنْ تَلَا فِیهِ آیَۀً مِنَ الْقُرْآنِ کَانَ لَهُ مِثْلُ أَجْرِ مَنْ خَتَمَ الْقُرْآنَ فِی غَیْرِهِ مِنَ الشُّهُورِ
أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّ أَبْوَابَ الْجِنَانِ فِی هَذَا الشَّهْرِ مُفَتَّحَۀٌ فَاسْأَلُوا رَبَّکُمْ أَنْ لَا یُغَلِّقَهَا عَنْکُمْ وَ أَبْوَابَ النِّیرَانِ مُغَلَّقَۀٌ فَاسْأَلُوا رَبَّکُمْ أَنْ لَا یُفَتِّحَهَا عَلَیْکُمْ وَ الشَّیَاطِینَ مَغْلُولَۀٌ فَاسْأَلُوا رَبَّکُمْ أَنْ لَا یُسَلِّطَهَا عَلَیْکُمْ قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع فَقُمْتُ فَقُلْتُ یَا رَسُولَ اللَّهِ مَا أَفْضَلُ الْأَعْمَالِ فِی هَذَا الشَّهْرِ فَقَالَ یَا أَبَا الْحَسَنِ أَفْضَلُ الْأَعْمَالِ فِی هَذَا الشَّهْرِ الْوَرَعُ عَنْ مَحَارِمِ اللَّهِ (وسائل‏الشیعۀ ج : 10 ص : 314)
 ثُمَّ بَکَى فَقُلْتُ یَا رَسُولَ اللَّهِ مَا یُبْکِیکَ فَقَالَ یَا عَلِیُّ أَبْکِی لِمَا یَسْتَحِلُّ مِنْکَ فِی هَذَا الشَّهْرِ کَأَنِّی بِکَ وَ أَنْتَ تُصَلِّی لِرَبِّکَ وَ قَدِ انْبَعَثَ أَشْقَى الْأَوَّلِینَ شَقِیقُ عَاقِرِ نَاقَۀِ ثَمُودَ فَضَرَبَکَ ضَرْبَۀً عَلَى قَرْنِکَ فَخَضَبَ مِنْهَا لِحْیَتَکَ
قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ(علیه‌السلام) فَقُلْتُ یَا رَسُولَ اللَّهِ وَ ذَلِکَ فِی سَلَامَۀٍ مِنْ دِینِی
فَقَالَ (علیه‌السلام) فِی سَلَامَۀٍ مِنْ دِینِکَ
ثُمَّ قَالَ یَا عَلِیُّ مَنْ قَتَلَکَ فَقَدْ قَتَلَنِی وَ مَنْ أَبْغَضَکَ فَقَدْ أَبْغَضَنِی وَ مَنْ سَبَّکَ فَقَدْ سَبَّنِی لِأَنَّکَ مِنِّی کَنَفْسِی رُوحُکَ مِنْ رُوحِی وَ طِینَتُکَ مِنْ طِینَتِی إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى خَلَقَنِی وَ إِیَّاکَ وَ اصْطَفَانِی وَ إِیَّاکَ وَ اخْتَارَنِی لِلنُّبُوَّۀِ وَ اخْتَارَکَ لِلْإِمَامَۀِ وَ مَنْ أَنْکَرَ إِمَامَتَکَ فَقَدْ أَنْکَرَ نُبُوَّتِی یَا عَلِیُّ أَنْتَ وَصِیِّی وَ أَبُو وُلْدِی وَ زَوْجُ ابْنَتِی وَ خَلِیفَتِی عَلَى أُمَّتِی فِی حَیَاتِی وَ بَعْدَ مَوْتِی أَمْرُکَ أَمْرِی وَ نَهْیُکَ نَهْیِی أُقْسِمُ بِالَّذِی بَعَثَنِی بِالنُّبُوَّۀِ وَ جَعَلَنِی خَیْرَ الْبَرِیَّۀِ إِنَّکَ لَحُجَّۀُ اللَّهِ عَلَى خَلْقِهِ وَ أَمِینُهُ عَلَى سِرِّهِ وَ خَلِیفَتُهُ عَلَى عِبَادِهِ ». (کتاب شریف بحارالأنوار ج : ۹۳ ص : ۳۵.)


ترجمه خطبه :
«اى مردم! همانا ماه خدا ، همراه با برکت و رحمت و آمرزش ، به شما روى آورده است ؛ ماهى که نزد خدا برترینِ ماه هاست و روزهایش برترینِ روزها ،
شب هایش برترینِ شب ها و ساعاتش برترینِ ساعات است .
ماهى است که در آن به میهمانى خدا دعوت شده اید و از شایستگانِ کرامت الهى قرار داده شده اید .
نَفَس‌هایتان در آن ، تسبیح است ، خوابتان در آن ، عبادت ، عملتان در آن ، پذیرفته و دعایتان در آن ، مورد اجابت است.
پس با نیّت‌هاى راست و دل‌هاى پاک ، از پروردگارتان بخواهید تا براى روزه دارىِ آن و تلاوت کتاب خویش ، توفیقتان دهد ؛
چرا که بدبخت ، کسى است که در این ماه بزرگ ، از آمرزش الهى محروم بماند .
با گرسنگى و تشنگى خود در این ماه ، گرسنگى و تشنگىِ روز قیامت را یاد کنید ؛ به نیازمندان و بینوایانتان صدقه بدهید ؛ به بزرگان خود احترام ، و بر کوچک‌هایتان ترحّم ، و به بستگانتان نیکى کنید ؛
زبانتان را نگه دارید ؛ چشم‌هایتان را از آنچه نگاه به آن حلال نیست ، بپوشانید ؛ گوش هایتان را از آنچه شنیدنش حلال نیست ، فرو بندید ؛ به یتیمان مردم ، محبّت کنید تا بر یتیمان شما محبّت ورزند ؛
از گناهانتان به پیشگاه خداوند توبه کنید ؛ در هنگام نمازها ، دستانتان را بر آستان او به دعا بلند کنید ، که آن هنگام (وقت نماز) ، برترینِ ساعت هاست و خداوند با نظر رحمت به بندگانش مى نگرد و هر گاه با او مناجات کنند ، پاسخشان مى دهد و چون او را صدا بزنند ، جوابشان مى گوید و چون او را بخوانند ، اجابتشان مى‌کند .
اى مردم! جان‌هاى شما در گرو کارهاى شماست ، پس با طلب آمرزش‌، آنها را آزاد سازید ؛
و پشت‌هاى شما از بار گناهانتان سنگین است ، پس با طول دادن سجده‌هاى خود ، آنها را سبک کنید و بدانید که خداوند ـ که یادش والاست ـ به عزّت خود ،سوگند خورده است که نمازگزاران و سجده کنندگان را عذاب نمى‌کند و در روزى که مردم در پیشگاه پروردگار جهانیان [براى حساب ]مى ایستند ،آنان را با آتش ، هراسان نمى سازد .
اى مردم ! هر که از شما در این ماه ، روزه‌دارى را افطار دهد ، پاداش  او براى آن عمل نزد خدا ، همچون آزاد کردن یک برده و آمرزش گناهان گذشته اوست» .
پس گفتند : اى پیامبر خدا ! همه ما توانایىِ این کار را نداریم!
پیامبر صلى الله علیه و آله فرمود : خود را از آتش نگه دارید ، هر چند با یک دانه خرما ؛ خود را از آتش نگه دارید ، هر چند با یک جرعه آب .
اى مردم! هر کس اخلاقش را در این ماه ، نیکو سازد ، براى او وسیله عبور از صراط خواهد بود ، در آن روز که گام‌ها بر صراط مى‌لغزد ؛
و هر کس در این ماه بر بردگان خود آسان بگیرد ، خداوند حساب او را سبک خواهد گرفت ؛
و هر کس در این ماه ، شرّ خود را [از دیگران] باز دارد ،خداوند در روز دیدارش ، غضب خویش را از او باز خواهد داشت ؛ و هر که در این ماه ، یتیمى را گرامى بدارد ، در روز دیدار ، خداوند ، گرامى اش خواهد داشت ؛
و هر که در آن به خویشاوند خود نیکى کند ، در روز دیدار ، خداوند با رحمتش به او نیکى خواهد کرد ؛ و هر کس در آن از خویشان خود ببُرد ، خداوند در روز دیدار ، رحمتش را از او قطع خواهد نمود ؛
و هر کس در آن ، نماز مستحبّى بخواند ، براى او دورى از آتش ، نوشته مى‌شود ؛ و هر کس واجبى را در آن ادا کند، پاداش کسى را دارد که هفتاد واجب را در ماه‌هاى دیگر ، ادا کرده است ؛
و هر کس در آن بر من زیاد صلوات بفرستد ، خداوند در روزى که وزنه اعمال ، سبک مى شود ، وزنه اعمال او را بیفزاید ؛ و هر کس در آن ، آیه اى از قرآن تلاوت کند ، پاداش کسى را دارد که در ماه هاى دیگر ، ختم قرآن کرده است .
 اى مردم! در این ماه ، درهاى بهشت ، بازند . پس از پروردگارتان بخواهید که آنها را بر شما نبندد ؛
و درهاى دوزخ ، بسته‌اند . پس ، از پروردگارتان بخواهید که آنها را بر شما نگشاید ؛ و شیطان ها در بندند .
پس، از پروردگارتان بخواهید که آنها را بر شما مسلّط نسازد» .
من( امیرالمومنین علیه‌السلام ) برخاستم و گفتم : اى پیامبر خدا! برترینِ کارها در این ماه چیست؟
فرمود : «اى ابو الحسن! برترینِ کارها در این ماه ، پرهیز از حرام هاى الهى است» . سپس گریست .
گفتم : اى پیامبر خدا! سبب گریه شما چیست؟
فرمود : «اى على! بر این مى‌گریم که حرمت تو را در این ماه مى شکنند . گویا مى بینم تو در حال نماز براى پروردگار خویشى ، که نگون‌بخت‌ترینِ اوّلین و آخرین ، همو که برادر پى کننده ناقه قوم ثمود است ، برمى خیزد و بر فرق سرت ضربتى مى زند و محاسنت ، از خون سرت رنگین مى شود» .
گفتم : اى پیامبر خدا! آیا در آن حالت ، دینم سالم است؟
فرمود : «دینت ، سالم است» .
سپس فرمود : «اى على! هر کس تو را بکشد ، مرا کشته است و هر کس تو را دشمن بدارد ، مرا دشمن داشته است و هر کس تو را ناسزا گوید ، مرا ناسزا گفته است ؛ چرا که تو از من هستى ، همچون جان من . روح تو ، از روح من است و سرشت تو ، از سرشت من .
خداى متعال ، من و تو را آفرید و من و تو را برگزید و مرا براى پیامبرى ، و تو را براى امامت ، انتخاب کرد، هر کس امامت تو را انکار کند ، نبوّت مرا انکار کرده است .
اى على! تو وصىّ من ، پدر فرزندان من ، همسر دختر من و جانشین من بر امّتم هستى ، در حال حیاتم و پس از مرگم
فرمان تو ، فرمان من است و نهى تو ، نهى من است . سوگند به خدایى که مرا به نبوّت برانگیخت و مرا بهترینِ آفریدگان قرار داد ،
تو حجّت پروردگار بر خلق اویى و امین او بر رازش و جانشین او بر بندگانش»

اینجا دنیای مجازی است ، مراقب باشید!!

صبح امروز بود که یکی از دوستان اطلاع داد ، یکی از همکاران وبلاگ نویس در اقدامی تعجب برانگیز آدرس وبلاگ خود را تغییر داده ، وبلاگ قبلی را کاملا حذف کرده و چون دامنه حذف شده آماده بوده فردی فرصت طلب اقدام به اشغال آدرس مذکور و انتشار برخی تصاویر نادرست روی آن آدرس نموده است ، این همکار محترم از روی دلسوزی تقاضا داشتند بنده کمک کنم تا مشکل رفع گردد ، لذا بنابر وظیفه ایمانی و شرعی با آن کتابدار وبلاگ نویس مان تماس گرفتم ، ایشان پذیرفت که این کار انجام شده و بنده خدا داشت برای رفع مشکل آماده می شد تا به بلاگفا و مدیر محترم آن ایمیل زده ، پیغام دهد تا مشکل را رفع کند. به ایشان گفتم : همکار گرامی اینجا محیط مجازی است ، این کار تا بیاید انجام شود مدت ها طول می کشد تازه شما باید ثابت کنید آدرس قبلی به شما تعلق داشته ، مطالب و برخی تصاویر هم که الان روی آدرس شما توسط آن فرد زرنگ! بارگذاری شده در خیلی وبلاگ های دیگه هم وجود داره و مشکلی هم نداره ولی زیبنده وبلاگ شما نیست. خدا خیرش دهد ، حرفم را پذیرفت و راه کار را جویا شد ، یادم آمد چندی پیش سایت آلکسا را دیده بودم ، آلکسا (www.alexa.com ) سایتی برای تعیین و تشخیص رتبه یک سایت است ، چندی پیش با آن سایت آشنا شده بودم ، از جمله امکانات این سایت تشخیص این نکته است که وبلاگ شما در چه وبلاگ ها و سایت هایی لینک شده است. سریع به آلکسا رفتم ، آدرس قبلی آن همکار را چک کردم دیدم آدرس ایشان در ۸ وبلاگ لینک شده است ، یکی از آن وبلاگ ها وبلاگ خودم بود ، سریع آدرس جدید را در قسمت پیوندها جایگزین قبلی کردم ، به همکاران دیگر نیز موضوع را اطلاع دادم ، چند همکار دیگر هم همین کار را کردند و الحمدلله موضوع بخوبی و خوشی فیصله یافت.
جمعه هفته گذشته نیز یکی از وبلاگ نویسان همکار نظری را تایید کرده بود که نظر دهنده آن طرفدار یکی از فرقه های ضاله بود که بسیار ظریف و موذیانه مطالبی را علیه مقدسات دینی منتشر کرده بود و این همکار حزب اللهی و وبلاگ نویس بی توجه به محتوای این نظر ، آن را تایید کرده بود ، دو روز پیش نیز همکاری در وبلاگی دیگر بدون توجه به محتوا و فحوای کلام ، نظری را منتشر کرده بود که متاسفانه مشکلات متعددی داشت که البته نسبت به آن نیز اطلاع رسانی مناسب به آن همکار محترم صورت پذیرفت. همه آن چه گفته شد و همه آن چه گفته نشد ، حقیر را مصمم ساخت تا به عنوان برادری کوچکتر و تنها بمنظور پیشگیری ، نکاتی چند را خدمت تمامی کتابداران وبلاگ نویس و وبلاگ نویسان کتابدار عرض نمایم ، امیدوارم با دقت بیشترِ همکاران ، نهضت وبلاگ نویسی مانند گذشته راه خویش را با وقار و متانت به پیش ببرد ، اما نکاتی که در این مدت چند ماه و چند سال وبلاگ نویسی تجربه نموده ام بشرح ذیل است:
۱-هنگام ساختن یک وبلاگ تنها اطلاعات ضروری خواسته شده در فرم ثبت نام را تکمیل نمائید. از دادن هر نوع مشخصات غیر ضروری دیگر در فرم های ثبت نام بپرهیزید.
۲-در قسمت پروفایل مدیر وبلاگ ، حتی الامکان از فعال نمودن گزینه «نمایش پروفایل مدیر وبلاگ» خودداری نمائید.
۳-برای ورود به وبلاگ خود از قسمت « ورود ایمن » که از ابتدای سال ۱۳۹۲ در بلاگفا راه اندازی شده است استفاده کنید.
۴-ایمیل خصوصی وبلاگ خود را دریابید
۵- نام کاربری و رمز عبور خود را در رایانه ذخیره نکنید، آن را در اختیار دیگران قرار ندهید ، جایی آن را یادداشت نکنید.
۶- در هنگام استفاده از اینترنت از نرم افزارهای ممنوع ، مانند انواع وی پی ان و فیلتر شکن استفاده نکنید. نصب فیلتر شکن و vpn  در رایانه های اداری تخلف محسوب می گردد.
۷- آدرس وبلاگ خود را تغییر ندهید. چنانچه مجبور به این کار شدید . آن را تا مدت ها حذف نکنید. بلکه آن را بحالت تعطیل درآورید. پاک کردن یک دامنه ممکن است فورا توسط افراد فرصت طلب مورد بهره برداری قرار گیرد.
۸- قبل از تغییر آدرس وبلاگ خود حتما تغییر آدرس را به وبلاگ ها و سایت هایی که شما را لینک کرده اند اطلاع دهید.
۹- مسائل شخصی و خانوادگی خود را حتی الامکان در فضای مجازی منتشر نکنید. برخی همکاران حتی در وبلاگ های شخصی خود آدرس منازل ، تلفن و برخی اطلاعات شخصی خودشان را هم نوشته اند.از قدیم گفته اند « درب خانه خود را سفت کن و همسایه را دزد نکن».
۱۰-کنار پیام هایی که قصد ارسال خصوصی آن ها را دارید ، قبل از نگارش پیام ، تیک «خصوصی ارسال شود» را فعال نمائید.
۱۱-به اخلاق و رفتار اسلامی در فضای مجازی پایبند باشید.از آبروی خود و همکاران در محیط مجازی پاسداری نمائید.
۱۲- مواظب جعل عناوین در محیط مجازی باشید. هر کسی ممکن است در فضای مجازی خود را به عنوان دیگری معرفی کند ، اگر پیام مشکوکی را از فردی دریافت کردید که شامل تهدید ، تطمیع ، ترغیب و تشویق به کاری ، خبری غیر رسمی و نزدیک به شایعه دریافت کردید ، به هیچ وجه آن را تایید نکنید. حتی نگویید خب این که مشکلی ندارد تایید می کنم بعد آن را رد نموده یا درباره اش توضیح خواهم داد.دقت کنید هرکس درباره موضوعی خواهان تحقیق و توضیح است باید حضوری به شما یا دست اندرکاران ذیربط مراجعه نماید.
۱۳-از لینک نمودن وبلاگ های ناشناس خودداری نمایید. حتی از درخواست لینک دادن به آنها نیز بپرهیزید.
۱۴- به فضای مجازی اعتماد نکنید.
۱۵- حتما باکس وبلاگتان را هر روز خالی و تمیز نمایید. پیام هایی که به آنها احتیاج ندارید را حذف کنید.
۱۶- اگر وبلاگتان ، وبلاگ کتابخانه است هرگز در آن موضع سیاسی نگیرید و اختلافات سیاسی را مطرح نکنید.
۱۷-نظراتی را که تایید میکنید قانونا مسئول انتشار آن نظرات شمائید. چرا که می توانید نظرات مشکوک و مشکل دار را تایید نکنید. ناخواسته مبلغ فرقه و جریانات مشکل دار نگردید.
۱۸- مواظب شایعاتی که به منظور کشف حقیقت جلسات اداری و تصمیمات سازمانی به قسمت نظرات وبلاگ شما ارسال می گردد باشید.
۱۹-عکس ها ، اطلاعات و تصاویر شخصی و خانوادگی خود را در محیط مجازی منتشر نکنید.
۲۰- از لوگو و آرم نهاد در وبلاگ های خود استفاده نکنید.
۲۱-مطالعه خود درباره فضای مجازی ، فرصت ها و تهدیدات آن را افزایش دهید.
۲۲- چیزهایی را منتشر کنید که دانستن آن برای دیگران مشکلی را برای شما ایجاد نخواهد کرد.
مخلص کلام اینکه :
هر چقدرهم شما فرد متخصصی باشید ، در محیط مجازی چیزی بنام خصوصی و محرمانه وجود ندارد. مراقب باشید! 

خبر فاسق

اعتماد یکی از مهمترین اصول همکاری سازمانی است.تا اعتماد نباشد همکاری سازمانی و همفکری آن گونه که می بایست عمق نخواهد داشت.البته کسی در این نکته شک نخواهد کرد که یک جامعه ، سازمان ، مجموعه و حتی خانواده تنها در صورتی قله های رفیع سعادت را به سلامت در خواهد نوردید و به افق وسیع پیشرفت معنوی و مادی نظاره گر خواهد شد که اعتماد را در جای جای مجموعه عمق بخشیده ، نهادینه نماید.ولی مع الاسف عواملی ممکن است بر حسن همکاری و همدلی مجموعه پنجه کشیده ، همکاری سازمانی را مخدوش نمایند. یکی از این عوامل اعتناء به همه ی اخبار وارد شده به سازمان است. اخباری که هر چند ورود آن به سازمان برای تصمیم سازان و مجریان ( البته پس از سنجش و بررسی) مغتنم و ارزشمند است ولی ممکن است تنها درصد ناچیزی از آن سلیم و صحیح باشد. اخوت ایمانی و حسن همکاری سازمانی ایجاب می کند هر خبری پس از وصول ، فورا منشأ تصمیم قرار نگیرد. همان گونه که در شرع مقدس نیز چنین است . در شرع انور تنها خبر متواتر است که ارزشی بسان طلا دارد.خبر واحد یا مرسل و ... به ندرت مستند واقع می شود۱.چرا که صریح آیه قرآن کریم نیز بر بررسی و سبک سنگین نمودن اخبار تاکیدی خاص و آمرانه دارد.نقل آیه ششم سوره حجرات و تفسیر آن از حجت الاسلام قرائتی در اینجا خالی از لطف نیست:
«يَآ أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ إِن جَآءَكُمْ فَاسِقٌ بِنَبِإٍ فَتَبَيَّنُواْ أَن تُصِيبُواْ قَوْماً بِجَهَالَةٍ فَتُصْبِحُواْ عَلَى‏ مَا فَعَلْتُمْ نَادِمِينَ»۲    ای كسانى‏كه ايمان آورده‏ايد! اگر فاسقى براى شما خبرى مهم آورد تحقيق كنيد، مبادا (از روى زودباورى و شتاب‏زدگى تصميم بگيريد و) ناآگاهانه به گروهى آسيب رسانيد، سپس از كرده‏ى خود پشيمان شويد.

نكته ها
بر اساس روايات متعدّد از طرق شيعه و سنّى، اين آيه درباره وليدبن عقبه نازل شده است. زيرا پيامبر او را براى جمع‏آورى زكات از قبيله بنى مصطلق اعزام داشت، امّا از آنجا كه ميان او و اين قبيله در دوران جاهليّت، خصومتى شديد بود، هنگامى كه اهل قبيله به استقبال او مى‏آمدند، گمان كرد كه به قصد كشتن او آمده‏اند. لذا جلوتر نرفت و نزد پيامبر بازگشت و خبر داد كه مردم از پرداخت زكات خوددارى كرده‏اند. پيامبر از اين خبر ناراحت شد و تصميم گرفت آنان را گوشمالى دهد. آيه فوق نازل شد و در مورد خبر فاسق دستور تحقيق داد.
روشن است كه فسقِ وليدبن عقبه، از ابتدا روشن نبود و گرنه پيامبر شخص فاسق را به عنوان نماينده خود جهت دريافت زكات اعزام نمى‏كرد، بلكه پس از دروغى كه وليد در مورد سرباز زدن قبيله بنى‏المصطق از پرداخت زكات گفت، اين آيه فسق او را آشكار ساخت تا پيامبر و مؤمنان بر اساس خبر او عمل نكنند.
امام حسين‏ عليه السلام در احتجاجى كه با وليد بن عقبه داشت فرمود: به خدا سوگند من تو را در دشمنى‏ات با علىّ‏بن ابى‏طالب‏عليهما السلام ملامت نمى‏كنم، زيرا خداوند، على را مؤمن و تو را فاسق خوانده است. سپس آيه فوق را تلاوت كردند».
۳

پی نوشت :

۱) خبر واحد تنها بر اساس آیه « نفر» ( وَمَا كَانَ الْمُؤْمِنُونَ لِيَنفِرُواْ كَآفَّةً فَلَوْلاَ نَفَرَ مِن كُلِّ فِرْقَةٍ مِّنْهُمْ طَآئِفَةٌ لِّيَتَفَقَّهُواْ فِي الدِّينِ وَلِيُنذِرُواْ قَوْمَهُمْ إِذَا رَجَعُواْ إِلَيْهِمْ لَعَلَّهُمْ يَحْذَرُونَ  ، سوره توبه ۱۲۲) قابل استناد می باشد.
۲) سوره مبارکه حجرات آیه 6
۳)برگرفته از تفسیر نور حجت الاسلام والمسلمین محسن قرائتی و پایگاه اطلاع رسانی موسسه قرآنی احسن الحدیث
http://www.ahsanolhadith.ir

جرعه ای از ملکوت

امروز توفیق رفیق راهم شد و خداوند متعال محبت فرمود ، بعد از مدتی خدمت یکی از اساتید معظم اخلاق رسیدم ، عزیزی که از سادات ذَوِی العز و الاحترام و صاحب نفس قدسی است و یکی دو سال است با بیماری روزگار سپری می نماید، در زمان عیادت ، ایشان موارد متعددی را از اخلاق شخصیه و آداب رفتاری بیان فرمودند و سپس مسائلی را متذکر شدند که شرح آن مناسب این مختصر نیست و انشاء ا... در فرصت های دیگر جمع بندی و عرض خواهد شد اما مهمترین نکته ای که فرمودند تذکر این آیه قرآن کریم بود « وَمَنْ أَعْرَضَ عَن ذِكْرِي فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنكًا وَنَحْشُرُهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَعْمَى» ، و هر كس از ياد من دل بگرداند در حقيقت زندگى تنگ [و سختى] خواهد داشت و روز رستاخيز او را نابينا محشور مى‏كنيم» ۱
ایشان ادامه دادند : « انسان وقتی خدا را فراموش کرد ،هر سختی در زندگی به او روی خواهد آورد» و همه ی گناهان و لغزش ها از نسیان خداوند سرچشمه خواهد گرفت.انسان همین که از «توجه» فارغ شد به گرداب بلا خواهد افتاد و در حقیقت فراموش کردن خداوند اول بدبختی بشر است. سپس نصایح خود را با این کریمه شریفه تکمیل فرمودند : « وَلَا تَكُونُوا كَالَّذِينَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنسَاهُمْ أَنفُسَهُمْ أُوْلَئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ ، چون كسانى مباشيد كه خدا را فراموش كردند و او [نيز] آنان را دچار خود فراموشى كرد آنان همان نافرمانانند».۲
کلام ارزشمند این عزیز مرا یاد حرف ها و نصایح مرحومه مادربزرگم انداخت و شعری که بارها و بارها می فرمودند و هنوز که هنوز است آوای زیبای کلام آن مرحومه علویه در جانم طنین انداز است که:
                « با خدا باش و پادشاهی کن... بی خدا باش و آنچه خواهی کن».
آری امروز روزی بود که برای چندمین بار در طول عمرم فهمیدم که انسان همیشه و گاه و بیگاه به واعظی خردمند نیاز دارد ، هر چند موعظه بعضا برای نفس بد اندیش بشر بنا به حدیث شریف نبوی که فرمودند «اَعْدي عَدُوِّكَ نَفْسُكَ الَّتي بَينَ جَنْبَيْكَ»۳ بزرگ و غیر قابل قبول جلوه می کند ، اما برای حیات معنوی و حتی مادی هر انسانی امری ضروری و حیاتی است  همان گونه که حتی پیامبر اکرم خود را بدان نیازمند می دیدند و بارها و بارها به ابوذر می‌فرمود: «عظنی یا اباذر! ای ابوذر مرا موعظه كن؛ زیرا موعظه به معنای یادآوری است»
و نیز از امام صادق(ع) نیز روایت شده : « من لم یكن له واعظ من قبله و زاجر من نفسه و لكم یكن له قرین مرشد استمكن عدوه من عنقه؛ كسی كه از قلب خویش واعظی و از نفس خویش بازدارنده ای نداشته باشد و همچنین دركنار خود ارشادكننده و راهنمایی نداشته باشد، دشمن خود را بر خویش مسلط ساخته است». ۴
پایدار باشید.یا حق.

پی نوشت:
۱) سوره مبارکه طه آیه ۱۲۴.
۲) سوره مبارکه حشر ، آیه ۱۹.
۳) « بزرگترین دشمن تو نفس توست که در میان دو پهلوی تو جای گرفته است» ، بحار الانوار، كتاب الايمان و الكفر، باب مراتب النفس عدم الاعتماد عليها، حديث ۱.
۴) من لایحضره الفقیه، ج۴، ص۴۰۲.

چشم های مبارکی که ما را می بینند!

دوست عزیزی می گفت : « وقتی حضرت امام (ره) انقلاب اسلامی را با توفیقات الهی و وحدت و یاری مردم به پیروزی رساند ، نیروهای نظام حکومتی ایشان را افراد انقلابی ، محاهد و با تقوا تشکیل دادند و همین گونه نیز ماند تا اینک که  بحمد ا... نظام مقدس جمهوری اسلامی در دست انسان های باتقوا ، متدین ، مومن و پرهیزکار اداره می شود البته نقایصی نیز وجود دارد که در همه حکومت ها وجود دارد و طبیعی است و همه ما باید نسبت به رفع آن اقدام کنیم ، خودمان را بسازیم ، در مسئولیتی که کار می کنیم آن مسئولیت را امانت خدایی بدانیم و روز بروز فاصله ی مان با اسلام علوی و مهدوی را کم و کمتر نمائیم .نقایصی که بارها و بارها توسط حضرت امام (ره) و ناخدای فعلی سفینه الهی انقلاب اسلامی ، رهبری عزیز و فرزانه انقلاب اسلامی حضرت آیت ا... العظمی خامنه ایمد ظله العالی نسبت به برطرف نمودنش به مسئولین سفارش و حتی امر قاطع صورت گرفته است.
فردا نیز حضرت ولی عصر(عج) ظهور خواهند کرد ، حال چه این فردا ، روز آینده باشد یا سال آینده یا حتی دهه ها و سده ها و هزاره های آینده . البته تاریخ دقیق ظهور معلوم نیست. ولی آن چه مسلم است این که ظهور واقع خواهد شد و سنت لایتغیر حکومت مستضعفین در عالم به حقیقت خواهد پیوست.امام زمان (عج) خواهد آمد و دنیا را پس از آن که از ظلم و جور پر شده  باشد اصلاح خواهد کرد.ظالم را به ذوالفقار حیدری جدش ادب خواهد کرد و مظلوم را از سرچشمه عدالتش سیراب خواهد نمود. و این مائیم که باید خود را آماده برای انقلاب جهانی حضرت مهدی نمائیم .آن امام همامی که «عین الله فی خلقه» است یعنی چشم خدا در میان مردم. همه چیز را می بیند و به علم غیب خویش از پیدا و پنهان عالم آگاه است. خود را با تهذیب نفس و دور نگاه داشتن از مفاسد آخرالزمان در زمره یاران حضرتش جاودانه کنیم.اگر نمی توانیم جزء «یاران خاص» و 313 نفره اش باشیم لااقل جزء مومنینی باشیم که در جبهه « یاران عام » آن حضرت توفیق حضور دارند. انشاء ا...  . سرگذشت زیر نمونه ای است از احاطه امام زمان ( در اینجا حضرت امام صادق (ع) ) به احوال عالم و عالمیان.
« ابو عمر نقل می کند مردى خدمت امام صادق علیه السلام رسید برادرى جارودى مذهب داشت ‏ « جارودیه گروهى از زیدیه بودند که پیرو فردى در خراسان بنام ابو الجارود بودند.» امام پرسید : حال برادرت چطور است؟ گفت : وقتى آمدم خوب بود ، فرمودند : از نظر دینى چطور است؟
عرض کرد : تمام کارهایش خوب است و آدم خیر خواهى است جز اینکه معتقد بە امامت شما نیست ، فرمودند : بە چه سبب معتقد بە امامت ما نیست؟…
عرض کرد : می ترسد و بواسطه ورع و پرهیز کارى از اعتقاد بە شما خوددارى می کند(که شاید شما بر حق نباشید لذا احتیاط می کند و تابع شما نمی شود) ؛ حضرت فرمودند : وقتى پیش او رفتى بگو ورع و پرهیز کاریت آن شب کنار نهر بلخ چه شد؟ (یعنی اگر خیلى پرهیز کارى و احتیاط می کنی چرا آن شب کنار نهر بلخ پرهیز کارى نکردى ؟) بە او بگو از اعتقاد بە امامت جعفر پرهیز می کنى ولى از انجام آن عمل در آن شب کنار نهر بلخ ‏پرهیز نمى کنی ؟! آن شخص می گوید رفتم بە منزل برادرم گفتم چه جریانى در آن شب کنار نهر بلخ بوده. برادرم گفت چه کسى‏ بە تو خبر داده ؟ گفتم امام صادق علیه السلام از من دربارهٔ تو پرسید بە ایشان عرض کردم او بە خاطر ورع و پرهیز کارى که دارد از اعتقاد بە امامت شما خوددارى می کند بە من فرمود بە او بگو ورع و پرهیز کاریش آن شب کنار نهر بلخ چه شد؟ برادرش گفت من گواهى می دهم که او ساحر است. گفتم ساکت باش چنین حرفى مگو آنچه می گوئى غلط است. گفت پس از کجا آن جریان را فهمیده با اینکه جز من و خدا و آن کنیز هیچ کس اطلاع نداشت. پرسیدم جریان چه بوده. گفت من از ما وراء النهر خارج شدم کار تجارتم تمام شده بود بە جانب بلخ می رفتم مردى با من همسفر بود که بە همراه خود کنیزى زیبا داشت. از نهر بلخ شبانه گذشتیم همسفر من که صاحب آن کنیز بود گفت یا تو اینجا نگهبان وسائل ما باش تا من بروم چیزى تهیه کنم و وسائلى براى آتش‏افروزى بیاورم و یا من هستم تو برو، گفتم من هستم تو برو ، وقتی همسفرم رفت ، من در غیاب او با  آن کنیز مباشرت نامشروع کردم و هیچ کسی از این ماجرا جز خدا اطلاع نداشت ، در حیرتم که جعفر بن محمد (ع) از چه طریقی از این مسأله آگاه شده است.

(بالاخره برادرم از آن غلو و زیاده روى که در باره امام صادق علیه السلام داشت دست کشید و بە امامت ایشان اعتراف نمود.
سال بعد بە مکه رفتیم او را خدمت امام بردم. جریان را برایش نقل کرد. فرمود استغفار کن مبادا دیگر چنین کارى بکنى. و برادرم از ارادتمندان آن حضرت شد».۱

پی نوشت:
۱) بحار الأنوار چاپ بیروت ؛ ج‏۴۷ ؛ ص ۷۵.
با اندکی تلخیص.

چشم های ور قلمبیده!!

امروز هم سفره ای لحظاتی را میهمان حجره ما بود. همین که روی صندلی نشست ناگهان مثل برق گرفته ها ، مو بر تنش سیخ شده و خود را بروی میز عسلی مقابل صندلی پرتاب کرد. قطعه روزنامه ای را از روی میز برداشت و با چشم های ورقلمبیده (vargholombidah) به ستونی از روزنامه خیره شد. وضعیت ناهنجار هم سفره ای و فیزیک بدنی خاص ایشان توجه بنده را بخود جلب کرد . وقتی گوشهایم را نزدیکتر آوردم آواهای مبهمی از ایشان بگوش می رسید: « کتاب ، وبلاگ ، این دیگر چیست؟!!!» ، آری ستون چپ روزنامه ایران زمین ( ضمیمه روزنامه ایران) را به من نشان داد و شروع به خواندن تکه هایی از آن کرد.کلمات و جملات برایم آشنا بود. گویی دارد متنی را از من می خواند ، در ذهنم به همسفره ای آفرین می گفتم که چگونه با آی کیوی بالایی!! که دارد نوشته های مرا از حفظ می خواند ، اول باور نکردم که متنی از بنده در روزنامه چاپ شده باشد ( البته از سال 76  تاکنون مقالات متعددی از اینجانب در روزنامه ها ، سایت ها و مطبوعات استانی و بعضا کشوری منتشر شده است) ، همینطور که هم سفره ای متن را می خواند احساس کردم براستی این نوشته من است که می خواند ، هنوز این فکر در سرم بود که هم سفره ای  از جای خود برخاست و روزنامه را جلویم گرفت. اول فکر کرد من زیرآبی رفته ام و خودم به بچه های روزنامه ایران سفارش چاپ کار را دادم ولی کم کم که حالش سر جای خود آمد و ورقلمبیدگی چشمهایش فرو نشست ، هر دو باور کردیم که آری هر چند عزیزان دست اندرکارِ نشریه «قفسه باز » اداره ، راه دست و پای ما نمی دهند  ،  مطالب ما را تماما می سانسورند و تنها سفیدی هایش را می چاپند(همان چاپ می کنند خودمان) اما هستند بعضی رفقا که در اوج گمنامی ،شناسای گوهرند و گوهر می شناسند و ما را می تبلیغند( خودمونیم کی میره این همه راه رو...). ضمنا برای چشمهای آقای هم سفره ای هم دعا کنید......
تصویر را بنگاهید تا متوجه شوید مطلب آن قدر ها هم مهم نبود که آقای هم سفره ای این قدر ور بقلمبند....نه واللّا با این نوناشون.
ضمنا این مطلب با همکاری آقای هم سفره ای بنگاشته آمد.
این هم تصویر صفحه چهارم روزنامه ایران زمین ، ضمیمه روزنامه ایران ، شماره ۳۱ مورخ ۲۸/۳/۹۲

 

http://ketabeyazd.persiangig.com/weblog.jpg

 
این مطلب به مناسبت جشن و سرور عید میلاد حضرت مهدی ( عج) به نگارش در آمد.
عید میلاد مبارک باد. یا زهرا