شاید برای شما عزیزان نیز جالب باشد که عاقبت ملعون ابن زیاد که نقش بسیار بارزی در شهادت حضرت سیدالشهداء (ع) ایفا کرد به کجا انجامید.
پس از به درک واصل شدن یزید بن معاویه ، ابن زیاد که والی کوفه بود ادعای خلافت کرد و مردم کوفه و بصره را به خود دعوت نمود. ولی کوفیان دعوت او را نپذیرفتند و او را از شهر بیرون کردند. وی سپس از بیم انتقام فراری شد و مدتی‏ به شام رفت همزمان با نهضت توابین ماموریت‏ سرکوب توابین را یافت.
در سال ۶۵ هجری با لشکری به جنگ سلیمان بن صرد رفت و در عین الورده با او درگیر شد. سرانجام‏ در یکی از درگیری‌ها با سپاه مختار ابوعبید ثقفی در سال ۶۷ هجری خودش و جمعی از همراهانش‏ کشته شدند و باقی سپاهیانش پراکنده گشتند. سر ابن زیاد را نزد مختار ابوعبید ثقفی بردند. مختار هم آن ‏سر را نزد محمد حنفیه و حضرت امام سجاد فرزند حسین بن علی فرستاد.
چند نکته جالب از زندگی و عاقبت مرگ عبیدا... بن زیاد:



۱)  ابن زیاد درست در روز عاشورای سال ۶۷ هجری یعنی شش سال پس از واقعه خونبار کربلا به درک واصل شد.
۲) پس از به درک واصل شدن وی ، جنازه اش را از بوی شدید عطر شناختند چرا که وقتی سر مقدس حضرت سید الشهداء (ع) را در کوفه نزد وی آوردند ، یک قطره از خون مبارک حضرت روی پایش افتاد و جای آن سوراخ و پس از گذشت مدتی عفونی شد. هر چه معالجه کردند سودی نبخشید به حدی که مدام از آن بوی تعفن به مشام می رسید و آن ملعون برای سر پوش گذاشتن بر آن بوی نامطبوع مدام از بوی خوش و عطرهای مختلف استفاده می کرد.
                    



۳) هنگامی که سر نحس ابن مرجانه را بریدند آن را آوردند و جلوی مختار گذاشتند ، به ناگاه دیدند مار سیاهی پیدا شد دائم از سوراخ گردن آن ولدالزنا وارد می شد و از دهانش بیرون می آمد ، دوباره از دهان وارد می شد و از سوراخ گردن بیرون می آمد و این جریان تا مدتی ادامه داشت.
۴) هنگامی که فرستاده مختار سر نحس آن ولد الزنا را در مدینه به نزد سید الساجدین(ع) آورد حضرت در حال غذا خوردن بودند ، تا چشمان مبارک آن حضرت به آن سر نحس افتاد سر به سجده گذارده سجده شکر بجا آوردند ، حامل سر دلیل این کار را از حضرت سوال کرد و آن امام همام فرمودند :  « وقتی در کوفه سر پدرم را نزد ابن زیاد آوردند آن ملعون در حال غذا خوردن بود . از خداوند خواستم انتقام مرا از این ظالم بکشد و خون پدرم را مطالبه نماید. امروز به فضل الهی دعایم مستجاب شد و سر آن دشمن خدا را در همان حال برایم آوردند».
آری :
                  در هوا چند معلق زنی و جلوه کنی .... ای کبوتر نگران باش که شاهین آمد

با استفاده از منابعی چون : منتهی آلامال مرحوم حاج شیخ عباس قمی (ره) و پایگاه های اطلاع رسانی تبیان و حوزه نت.