امشب ، بعد از نماز مغرب و عشاء ، وقتی از مجلس روضه خوانی حضرت ابالفضل (ع) بیرون می آمدم یپرمرد دستار به سر شروع کرد به گفتن این موضوع که « آقا سید ! می دانید قصه این روضه حضرت ابالفضل (ع) که اینجا خوانده شد چه بود؟» و من پاسخ دادم: « نه نمی دانم! چه بود؟» و او در حالی که شدیدا متأثر شده بود و گریه می کرد پاسخ داد : « ظهر امروز یکی از دوستانم طی تماس تلفنی از قول دوستش که در کشور کانادا زندگی می کند گفت : « شنیده ام چند شبی در مسجد محله تان روضه خوانی دارید ، اگر زحمت بکشید و بگوئید یک روضه حضرت ابالفضل (ع) هم برای من بخوانند ممنون می شوم».باران چشمان پیرمرد مدام می بارید و من متحیر از اینکه  امشب عباس(ع) از کشور کفرستان کانادا به دل یک شیعه انداخته بودند که یک حالی بما و دوستان بدهند! آری عباس(ع) علمدار حسین(ع) است و حسین(ع) امام همه عالم.از شرق تا غرب!!
ای امیری که علمدار شه کرببلایی..........................اسد بیشه صولت، پسر شیر خدایی
به نسب پور دلیر علی آن شاه عدوکش ............ به لقب ماه بنی هاشم و شمع شهدایی
یک جهان صولت و پنهان شده در بیشه تمکین ...یک فلک قدرت و تسلیم به تقدیر و قضایی
من چه خوانم به مدیح تو که خود اصل مدیحی....من چه گویم به ثنای تو که خود عین ثنایی
بی حسین آب ننوشیدی و بیرون شدی از شط .......... تو یمِ فضل و محیط ادب و بحر حیایی
دستت افتاد ز تن مشک به دندان بگرفتی ......... تا مگر دست دهد باز سوی خیمه گه آیی
 گره کار تو نگشود چو از دست همانا ................خواستی تا مگر آن عقده ز دندان بگشایی